انگلیسی پایا

انگلیسی برای همیشه ماندگار در ذهن شما می ماند

 
 

  درباره ی من

 


مدیر وبلاگ: میلاد شاهی فر

 
 

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو مطالب

لینك آر اس اس

تماس با ما

تم دیزاینر



  موضوعات

معرفی روش انگلیسی پایا

قوانین زبان آموزی

قوانین روانشناسی

دربارۀ زبان انگلیسی

ادبیات (Literature)

ترجمه (Translation)

آموزش (Teaching)

تلفظ (Pronunciation)

شنیدن (Listening)

حرف زدن (Speaking)

خواندن (Reading)

نوشتن (Writing)

مکالمه (Conversation)

واژگان (Vocabulary)

گرامر (Grammar)

باهم گذاری (Collocation)

اصطلاحات (Idioms)

زبان عامیانه (Slang)

ضرب المثل (Proverb)

فیلم و سریال (Film)

داستان (Story)

شعر (Poem)

داستان مصور (Comics)

ترانه (Lyrics)

اخبار (News)

جوک (Joke)

اس.ام.اس (SMS)

سرگرمی (Fun)

نقل قول (Quotations)

گنجینه (Thesaurus)

اشتباهات رایج

تست (Test)

موضوعات مختلف

سؤال و جواب (Q & A)

مطالب دیگر (Others)

شرح حال (Biography)

تجارت (Business)

هنر (Art)

تاریخ (History)

موفقیت (Success)

فلسفه (Philosophy)

ورزش (Sports)

سیاست (Politics)

حقوق (Law)

پزشکی (Medicine)

فن آودی (Technology)

مذهبی (Religion)

خود شکوفایی (Self Development)

سفر (Travel)

علوم طبیعی (Science):

فیزیک (Physics)

محیط (Environment)

ریاضیات (Mathematics)

ستاره شناسی (Astronomy)

باستان شناسی (Archaeology)

زیست شناسی (Biology)

علوم اجتماعی (Social Sciences):

جامعه شناسی (Sociology)

روانشناسی (Psychology)

فرهنگ (Cuture)



  نظرسنجی

 

به نظر شما اوّلین مهارتی که فرد باید برای یادگیری یک زبان جدید روی آن تمرکز کند چیست؟






  صفحات جانبی

فروشگاه

هم آموزش، هم درآمد

هنر (Art)



  دیگر امکانات

 

نویسندگان :

 

میلاد شاهی فر


آمار بازدید :
:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید



 


 
 
ترجمه مکالمات دشوار فیلم ها (قسمت دوم)
مرتبط با : ترجمه (Translation) حرف زدن (Speaking) مکالمه (Conversation) واژگان (Vocabulary) اصطلاحات (Idioms) فیلم و سریال (Film)

 

1- Go on, Bill, you tell 'em!

 

بیل! ادامه بده‏‏، خودت بهشون بگو

 

2: Tell the kids I'll pick 'em up after school.

 

به بچه ها بگو كه من بعد از مدرسه میرم دنبالشون

 

لغت:

'em: sometimes used as a short form of 'them'

 

3: We took the car in for a check, and it was A-OK.

 

ما برای اینكه ماشین را چك كنیم بردیمش داخل و (دیدیم) كه كاملا روبراه بود.

 

لغت:

A-OK: in good condition

 

4: I need that money bad.

 

خیلی به آن پول احتیاج دارم.

 

5: How bad do you want it?

 

(واقعا) چقدر دلت میخواد كه اونو داشته باشی.

 

bad: to a great or serious degree

 

6: I'm baking!

 

دارم میپزم

 

7: a baking hot day

 

یك روز خیلی داغ

 

لغت:

baking: used to say that a person or place is very hot

8: I couldn't believe it! She went ballistic just because there were peas in her pasta.

 

اصلا باورم نمیشه او فقط به خاطر اینكه در ماكارونی اش نخود (سبز) بود ناگهان از كوره در رفت

 

go ballistic: to suddenly become very angry

 

9: It's just a game. If you lose, big deal.

 

این فقط یك بازیه اگر هم باختید مهم نیست

 

10: What's the big deal? It's only a birthday, not the end of the world.

 

چرا این قدر مهمش میكنی؟ این فقط یك جشن تولده به آخر رسیدن دنیا كه نیست.

 

11: It's no big deal. Everybody forgets things sometimes.

 

اصلا مهم نیست. هر كس (بالاخره) بعضی وقتها چیزهائی رو فراموش میكنه

 

لغت:

big deal: used to say that you do not think something is as important as someone else thinks it is

 

12: That guy has one bitchin truck.

 

اون مرده یك ماشین خیلی خوب داره.

 

لغت:

bitchin: very good

 

13: Again you use The chili in your food while you know for me it’s kind of blah.

 

دوباره تو غذات فلفل استفاده كردی در حالیكه میدونستی طعمش برام جالب نیست.

 

لغت:

blah: not having an interesting taste, appearance, character etc

 

14: The blankety-blank key is stuck!

 

كلید فلان فلان شده گیر كرده

 

لغت:

blankety-blank: used to show annoyance when you want to avoid swearing

 

15: Forget all that bullshit and listen to me!

 

همه آن اراجیف را فراموش کن و به من گوش بده.

 

16: What he told me was a load of bullshit.

 

تمام آنچه او به من گفت، (فقط) یک مشت اراجیف بود.

 

لغت:

bullshit: something that is stupid and completely untrue

 

17: Julie's arm is busted and she can't take care of herself.

 

دست جولی شکسته است و او نمیتواند از خودش مواظبت کند

 

لغت:

busted: broken

 

18: He didn't look too tired, considering.

 

او خیلی خسته به نظر نمی آید، اگر دقت کنی

 

لغت:

considering: used after you have given an opinion, to say that something is true in spite of a situation that makes it seem surprising

 

19: That's a bunch of crap! I never said that.

 

اون یک مشت اراجیف است. من هرگز نگفتمش

 

20: He came out with a load of crap about how he'd tried to call me yesterday.

 

او سر اینکه چقدر خسته شد تا بتونه دیروز به من تلفن بزنه یک مشت اراجیف جور کرد.

 

 ادامه مطلب 

 
  نوشته شده توسط میلاد شاهی فر در یکشنبه 24 مرداد 1389
 

نظرات (

 
 

 
برخی مکالمات دشوار فیلم ها
مرتبط با : مکالمه (Conversation) واژگان (Vocabulary) اصطلاحات (Idioms) فیلم و سریال (Film)
1- He makes you laughf your head off.

از خنده روده برت می كند

لغات:

laugh your head off: informal to laugh very loudly : با صدای بلند خندیدن

 

2- The bastards have us cornered.

نامردها (پدر سوخته ها) ما رو توی منگنه گذاشتند.

3- I don’t mean to sound ungreatful, but …

منظورم این نیست كه از زحمات شما قدردانی نكنم ولی ....

توضیحات:

یعنی منظورم از بیان این مسئله عدم قدرشناسی من از زحمات شما نیست ولی ...

به یك مثال دیگر در این رابطه توجه فرمائید:

I don’t mean it like it sounds.

اینطور كه فكر می كنی (به نظر می آید ) نیست . منظوری ندارم

3- What has drawn you to this?

چه چیزی شما را درگیر این جریان كرده؟

4- I am terribly sorry, but that has nothing to do whit me.

خیلی متاسفم ولی من هیچ دخالتی نداشتم.

به مثالی دیگر در این رابطه دقت كنید:

What happened to your brother has nothing to do whit me.

اتفاقی كه برای برادرتان افتاد به من هیچ ارتباطی ندارد (من دخالت نداشتم).

5- Don’t brown nose.

چاپلوسی نكن (تملق نكن).

لغات:

Brown-nose: verb informal to try to make someone in authority like you by being very nice to them - used in order to show disapproval  تملق كردن

توضیحات:

مترادف غیر رسمی تر آن عبارت جمله ذیل می باشد:

Don’t be an apple polisher.

6- I’ll be damned.

باورم نمیشه.

توضیحات:

این عبارت معمولا در زمان دیدن چیزی بكار می رود كه برای شما بسیار تعجب آور و ناباورانه می باشد.

7- What gotten into you?

چی شده؟

توضیحات:

این عبارت به عنوان اعتراض از مرتكب شدن یك عمل غیر منطقی كه از فرد انتظار نمیرفته است بكار برده می شود به چند مثال دیگر توجه كنید:

What is eating you?

از چی ناراحتی؟

Whit is in you?

چته؟ ناراحتیت (دردت) چیه؟

8- You are hopeless. I wash my hands of you.

تو آمدم ناامیدی هستی (نمیشه روت حساب كرد) من كه دیگه با تو كاری ندارم.

 

9- Do you want it refill?

میل دارید دوباره برایتان (پرش) كنم

10- The position has been filled.

ببخشید یك نفر استخدام شد. (دیگه جای خالی برای شما نداریم )

11- I have my job on the line. (my job is on the line).

شغلم در خطر است .

توضیحات:

در هنگام بحث درباره موضوعی خاص با بیان عبارت فوق این مسئله را تاكید میكنید كه ممكن است در این ارتباط شغلتان را از دست بدهید.

 

12- Let me get this off my chest.

بزار حرم دلم را (عقده دلمو) برایت باز كنم.

13- I want you to turn in the man who did it to the police.

.از شما می خواهم اون مردی كه این كار را انجام داده به پلیس معرفی كنید

لغات:

turn somebody in : to tell the police who or where a criminal is به پلیس معرفی كردن

توضیحات:

به دو مثال دیگر توجه كنید:

 Jhon’s wife finally turned him in.

زن جان بالاخره اونو به پلیس معرفی كرد.

I don’t want to turn your ass in , Don’t concern.

ناراحت نباش تصمیم ندارم تن لشتو به پلیس معرفی كنم.

14- I have been trying to get him all day.

از صبح تا حالا دام دنبالش می گردم.

15- Don’t play that whit me.

با من یكی فیلم بازی نكن (سر منو گول نزن)

توضیحات:

به چند مترادف دیگر توجه كنید:

Don’t give me that song and dance.

Don’t make a fool of me.

16- I want to press charges.

من می خوام شكایت كنم.

توضیحات:

معمولا این عبارت در مراكز قانونی (اداره پلیس یا دادگستری) جهت اعلان شكایت از شخص یا سازمانی مطرح می شود.

17- your behavior is quite out of line. That’s the end. Shape up , or ship out.

رفتارت دیگر قابل تحمل نیست (از حد خودت خارج شدی) دیگه تمام شد یا خودت را درست كن یا از اینجا برو بیرون.

18- Behave yourself; I have a reputation to protect.

مواظب رفتارت باش. من اینجا آبرو دارم.

لغات:

Reputation: the opinion that people have about someone or something because of what has happened in the past آبرو اعتبار

 

19- Stop picking on me.

اینقدر سر به سرم نذار.

لغات:

pick on somebody/something: to behave in an unfair way to someone, for example by blaming them or criticizing them unfairly سر به سر گذاشتن طعنه زدن انتقاد بیجا كردن

 

20- I think he made one jump to much.

فكر میكنم خیلی بلند پروازی كرد.


  

 
  نوشته شده توسط میلاد شاهی فر در جمعه 22 مرداد 1389
 

نظرات (

 
 

 
دعوت به همیاری
مرتبط با : دربارۀ زبان انگلیسی ادبیات (Literature) ترجمه (Translation) آموزش (Teaching) تلفظ (Pronunciation) شنیدن (Listening) حرف زدن (Speaking) خواندن (Reading) نوشتن (Writing) مکالمه (Conversation) واژگان (Vocabulary) گرامر (Grammar) باهم گذاری (Collocation) اصطلاحات (Idioms) زبان عامیانه (Slang) ضرب المثل (Proverb) فیلم و سریال (Film) داستان (Story) شعر (Poem) داستان مصور (Comics) ترانه (Lyrics) اخبار (News) جوک (Joke) اس.ام.اس (SMS) سرگرمی (Fun) نقل قول (Quotations) گنجینه (Thesaurus) اشتباهات رایج تست (Test) موضوعات مختلف سؤال و جواب (Q & A) مطالب دیگر (Others) شرح حال (Biography) تجارت (Business) هنر (Art) تاریخ (History) موفقیت (Success) فلسفه (Philosophy) ورزش (Sports) سیاست (Politics) حقوق (Law) پزشکی (Medicine) فن آودی (Technology) مذهبی (Religion) خود شکوفایی (Self Development) سفر (Travel) علوم طبیعی (Science): فیزیک (Physics) محیط (Environment) ریاضیات (Mathematics) ستاره شناسی (Astronomy) باستان شناسی (Archaeology) زیست شناسی (Biology) علوم اجتماعی (Social Sciences): جامعه شناسی (Sociology) روانشناسی (Psychology) فرهنگ (Cuture)
سلام عزیزان

می خواستم بگم این سایت بدون همیاری شما دوستان عزیز قادر به پیشرفت همه جانبه نخواهد بود. خواهشمند است مطالب خود را در زمینۀ موضوعاتی که ذیل "موضوعات" وجود دارد با ابراز نظرات و توضیحات لازم و کامل جهت رعایت اهداف آموزشی سایت، به آدرس زیر ارسال بفرمایید تا پس از تأییـــــــد، با نام خودتان در قسمت پست ها وارد شود و یا به راحتی از گزینه "CONTACT US" استفاده کنید.

constantenglish[at]yahoo[dot]com
constantenglish[at]gmail[dot]com


از همکاری صمیمانه شما کمال تشکر را دارم

  

 
  نوشته شده توسط میلاد شاهی فر در پنجشنبه 15 بهمن 1388
 

نظرات (

 
 



 

-

جستجو در وبلاگ
 
 

 
پیوند های روزانه

انگلیسی و تاریخ

انگلیسی و هنر

ارسال پیوند جدید

مشاهده لیست کامل پیوندهای روزانه



 
آرشیو ماهانه

شهریور 1389

مرداد 1389

فروردین 1389

اسفند 1388

بهمن 1388

لینک مشاهده لیست کامل آرشیو ماهانه



 
 
 

صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لینك آر اس اس | تماس با ما | تم دیزاینر

 
 

  .:: Weblog Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.